همیشه این روزها روحم رو قلقلک می داد.
کمی سخت بود برای من این تضاد رو رفع و رجوع کنم.
اگر غم است پس چرا خدا خدا می کنیم برسد
و اگر حاصلش اشک است چرا دعا می کنیم ببارد.
... تا اینکه جوابش رو خیلی اتفاقی پیدا کردم.
حرفهایی از کسی که اصلا ندیده بودمش و نمی شناختمش تلنگری بهم زد
یادم اومد همیشه غم خوردم
غم این یا آن
غم هایی از جنس همین جهان
خوب چرا غمی نخورم که هر غمی زیاد من ببرد!
آجرک الله
و باران هم تلنگر دوم رو بهم زد.
اشک من گریه نیست باران است!
آجرک الله
و خدا می داند انگار جواب هر سوال رو یه جایی نوشته؛
عباس! چشمات رو بازتر کن ببینیش!
پ ن: http://mahrame-moharam.blogfa.com/