شجاعت
پ ن: دنیا پر از چیزاییه که هنوز بعد از گذشت این همه سال بهشون عادت نکردم.
شبانه
دنیا
مثلن ما چیز زیادی از بدن خودمان نمی دانیم اما باز هم تنها وسیله ای است که باعث می شود حس کنیم که هستیم و از دنیای اطرافمان لذت ببریم.
راستی امروز دوتا از مرغ ها تخم گذاشتند. یه تخم مرغ سفید و یه تخم مرغ قرمز رنگ. البته من برای اینکه خودم رو راحت کنم می گم قرمز. رنگش گلبه ای پر رنگ بود. نمی دانم می دانند من تخم هایشان را بر می دارم یا نه. امیدوارم اصلن شمردن بلد نباشند. اصلن نمی خواهم حس گناه داشته باشم.
روزها دارن بلند میشن. خدا کنه بارون بیاد.
مرغ ها و ...
امروز چند بار برای مرغ ها دانه پاشیدم.
وقتی مرا می بینند به سرعت خودشان را پیش من میرسانند و همیشه برای خوردن آماده اند به خصوص خروس گل باقلی! تازه شروع کرده به درآوردن صدای خروس از خودش اما هنوز از مرغ ها به شدت حساب می برد.
هوای این روزهای بوشهر محشر است! وقتی به برف پارسال همین موقع توی جنگل های اطراف لویزان فکر می کنم، خدا رو شکر می کنم. هم برای برف زیبای اونجا و هم برای هوای معتدل اینجا.
لطفن(لطفا) از باز نشر مطالب بدون ذکر منبع خودداری کنید.