خسته ام اما . . .
خیلی اوضاع و احوالم به هم ریخته
حال هیچ کاری رو نداشتم
گفتم لااقل یه فال بگیرم
خودم رو سبک کنم توی نسیم حافظ
این اومد:
خوش آمد گل وزان خوشتر نباشد
که در دستت به جز ساغر نباشد
زمان خوشدلی دریاب و دریاب
که دایم در صدف گوهر نباشد
پ ن: ممنونم از حافظ که همیشه زندگی رو به یادم میاره
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 18:19 توسط آقای شماره 212
|
لطفن(لطفا) از باز نشر مطالب بدون ذکر منبع خودداری کنید.