خیلی اوضاع و احوالم به هم ریخته

حال هیچ کاری رو نداشتم

گفتم لااقل یه فال بگیرم

خودم رو سبک کنم توی نسیم حافظ

این اومد:

خوش آمد گل وزان خوشتر نباشد

که در دستت به جز ساغر نباشد

زمان خوشدلی دریاب و دریاب

که دایم در صدف گوهر نباشد

پ ن: ممنونم از حافظ که همیشه زندگی رو به یادم میاره