مادر نمی توانم درکت کنم. آن روزها که بودی هم درکت برایم سخت بود. چیزی شبیه خدا بودی. خالقی که مخلوقش چیز جدیدی برای خالقش ندارد. با تمام پیچگیدگی های غیر قابل درکت، دوستت داشتم ... دارم.